برندینگ

«همرنگ جماعت یا رسوای شهر»، موفقیت از پس کدام است؟!

امروز متنی را خواندم و بر پایه آن یادداشتی را می‌نویسم که برای نوشتنش و دعوت شما به این جسارت بزرگ با خودم بسیار کلنجار رفتم. عرف معیار شناسایی همرهنگی با جماعت است یا گام گذاشتن در مسیرهای متفاوت؟ عرف از شما انتظار دارد همان مسیری را بروید که رقبای شما در حال طی کردن آن هستند. نوآوری ممنوع و یا در حداقل ممکن و آن هم از نوعی که در کمترین جزئیات اتفاق بیافتد.

سوال مهمی که برای همه صاحبان بنگاه های اقتصادی در بسیاری از چالش‌های پیش رویشان بوجود می‌آید اینست که بهتر است همان مسیر رقیب را طی کنیم؟

  • امتیاز بیشتری به مشتری بدهیم؟!
  • تخفیفات را اضافه کنیم؟!
  • آفرهای خرید و اشانتیون ها را افزایش دهیم؟!
  • یا هنجار شکنی کنیم و مسیر کاملا متفاوتی را آغاز کنیم!؟

پاسخ این سوال از نظر حرفه‌ای و در دنیای بیزنس با آنچه در زندگی با آن مواجه هستید متفاوت است. ناچارم بگویم متاسفانه پیروی از عرف در فعالیت‌های اقتصادی امری کاملا ابلهانه است. کمتر از ۱٪ از افراد جامعه در جایگاه دوست داشتنی و‌جذاب قدرت و ثروت ایستاده‌اند.

طی کردن مسیر عرف خواسته یا ناخواسته شما را به سوی عضویت در جامعه ۹۹٪ افرادی می‌کشاند که ابزار رشد و‌ تعالی ۱٪ ی ها می‌شوند. کمی غم انگیز است اما این واقعیت محض است. اگر در جایی که فکر می‌کنید لایقش هستید نایستاده‌اید به گذشته خود بیشتر توجه کنید احتمالا شما هم بیشتر از عرف پیروی کرده‌اید تا از انتخاب‌های جسورانه و‌ خلاقانه.

برای اینکه ارزش و جایگاه عرف را یکبار برای همیشه در ذهنتان مشخص و تثبیت کنم در ادامه مطالب مهمی را بیان میکنم که احتمالا بعد از خواندن آن برخوردتان با عرف متفاوت خواهد بود.

شما معمولا در ذهنتان برای نظر عمومیه جامعه و عرف احترام بسیاری قائلید، شما فکر می‌کنید تفکر عمومی جامعه توجه زیادی به شما دارد و همواره نظاره‌گر شماست.

کمی غم انگیز است اما در واقع این تفکر اصلا خبر از وجود شما ندارد. به اطراف خود دقت کنید چقدر کسب و‌ کار اطرافتان هست که شما فقط ظاهر بیرونی آن‌ها را دیده‌اید؟! اگر اهرم تبلیغات نباشد واقعا به چند فروشگاه سطح شهر مراجعه می‌کنید؟! اگر اهرم‌های بازاریابی و فروش نباشند واقعا حاضرید به چند مرکز که حتی اسمش را هم نشنیده‌اید سر بزنید؟!

موضوع به همین سادگیست، عرفی که شما انقدر برایش ارزش قائل هستید، هیچ ارزشی برای دنیای شما که همان کسب و کار کوچکتان است قائل نیست. این عرف هیچ مشتری را به سوی شما سوق نمیدهد، در واقع پیروی و اتکای به آن چراغ فروشگاهتان را خیلی زود خاموش می‌کند. شما با اهرم تبلیغات سعی می‌کنید توجه همه را به خود جلب کنید و اگر راهی برای جلب این توجه پیدا نکنید، اصلا دیده نمی‌شوید و‌محکوم به فنا هستید.

نمیدانم چقدر از استراتژی اقیانوس آبی می‌دانید، در کارگاه‌های تخصصی بسیار سعی نموده‌ام افراد مختلف را با اهمیت آن در جهش های بزرگ و خارق‌العاده کسب و ‌کارها آشنا سازم. شما هم سعی کنید این استراتژی را یاد بگیرید و برای بهبود کسب و کارتان از آن استفاده کنید. اهمیت فراگیری این استراتژی به قدری است که دوره‌ای خاص برای آموزش آن طراحی نمودم و سعی کردم به صاحبان مجموعه‌های بزرگ و ‌کوچک کمک کنم با یاری این استراتژی و به صورت کاملا اجرایی خود را از عامه بازار جدا سازند و‌ به سوی موفقیت با شتاب چند برابری حرکت کنند. استراتژی اقیانوس آبی برگرفته از همین تفکر فوق العاده است و پیروی از دیگران را محکوم و پیروزی را در پیدا نمودن مسیرهای نو و ناشناخته می‌داند.

نکته مهم بعدی اینست که شما در بسیاری از مواقع فکر می‌کنید در حال انجام اموری فوق العاده و خاص هستید. طرح‌های نو و مبتکرانه‌ای خلق کرده‌اید، با تخفیفات بیشتر و شرایط فروش بازتر و راحت‌تر کاری متفاوت با رقبایتان صورت می‌دهید. اما این متاسفانه یک توهم دیگر است که شما و البته بسیاری از صاحبان برند دچارش می‌شوند. فعالیت‌های ما معمولا پیروی‌های کورکورانه‌ای از سایر رقباست و در حال رقابت‌های تکراری و سطحی با آنها هستیم.

برای همین است که نتایج آن‌ها تا کنون جهش‌های خاص و موفقیت‌های جذابی نبوده است. بسیار زیاد پای حرف‌های تکراری، خودپسندانه، ناشی از غرورهای بیخود و ضعیف صاحبان برندهایی نشسته ام‌ که خود را علامه دهر می‌دانند و چنان از طرح‌های مسخره و‌تکراری‌شان با رنگ و ‌لعاب حرف می‌زنند که انگار یکی از قوانین نیوتن را کشف نموده‌اند.

افسوس که قدرت سرمایه و خرج کرد زیاد هیچگاه آن‌ها را متوجه اشتباهاتشان نمی‌کند. این غرورهای کاذب تا نیامدن رقبای حرفه‌ای و‌متخصص البته ادامه دارد. از سوی دیگر به قول فصل «دروغ و‌ دماغ» از کتاب «من پینوکیو‌نیستم» ام، اشتباهات در این صنعت بدلیل نتایج نسبی اصلا دیده و‌درک نمی‌شوند!

ما همیشه فکر می‌کنیم در حال طی کردن مسیر درست هستیم و از آنجا که اعتقادی به نگاه بیرونی و ‌مشاوره برندینگ در این امور هم نداریم فرصت خوبی می‌شویم برای بهره‌برداری بسیاری، از جمله دلالان تبلیغی. اما به هر حال راه چاره برای عدم پیروی از عرف و یک عملکرد حرفه‌ای و کارا در بازار چیست؟!

پاسخ اکنون شفاف است، نرفتن از مسیر تکراری همه و یا بقولی خارج از عرف حرکت نمودن! شما باید خاص باشید، برای خود و بنام خود، پیشرو باشید و مرجع! به نحوی که مورد تقلید قرار بگیرید و ازین موضوع اصلا نهراسید چرا که یقینا در انتها به نفع شماست. و این خاص بودن اتفاق نمی‌افتد مگر با خلق برند مخصوص بخودتان.

مزایای تبدیل شدن از یک نام تجاری به یک برند را نیز در من پینوکیو نیستم به تفسیر آورده‌ام و‌به شما خواندن آن را پیشنهاد می‌کنم. فراموش نکنید، با‌ور داشته باشید شما لایق بهترین‌ها هستید! مسیر تازه و البته با تصمیمات خاص خود را برای موفقیت آغاز کنید.

به زودی نتایج این تصمیمات را در تمام ابعاد زندگیتان خواهید دید!

دپارتمان مشاوره برندینگ و تبلیغات مجید علوی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *